قدمت تقریبی سفال و نوع زندگانی در تپههای باستانی
کهنترین اشیاء سفالی به دست آمده در کاوشهای باستانشناسی ایران از تپه گنج دره در استان کرمانشاه است که تاریخ آن به هزارهٔ هشتم پیش از میلاد میرسد. گنج دره در ده کیلومتری شرق هرسین، در غرب کرمانشاه واقع گردیده است.
کاوشهای این محوطهٔ باستانی را دانشگاه اونتاریو کانادا به سرپرستی فیلیپ اسمیت در سال ۱۳۴۳ آغاز کرده است.
در سالهای اخیر در محوطههای باستانی دیگری، مانند غار کمربند، هوتو و گاومیشان در جنوب بهشهر و تپههای زاغه در دشت قزوین سفالینههایی به دست آمده که همانند گنج دره متعلق به هزارهٔ هشتم پیش از میلاد است. در ادوار بعدی که همزمان با هزارهٔ پنج و شش پیش از میلاد است، سفالگری ایران مرحلهٔ جدیدی را آغاز میکند. تحولات سفال و سفالگری در ایران همزمان در روستاهای متعددی صورت گرفت و شیوهٔ ساخت سفالینه را وارد مرحلهای جدید نمود.
گروهی از این محوطههای باستانی از نظر نوع سفال قابل مقایسه با یکدیگر هستند. مهمترین این محوطهها؛ عبارتند از سیلک در کاشان، چشمه علی در ری، زاغه در دشت قزوین که از نظر جغرافیایی نیز در نزدیک یکدیگر قرار گرفتهاند. سفالینههای مرحلهٔ دوم، در مقایسه با سفالینههای دورهٔ کهن تفاوت بسیاری دارد.
سفالینهٔ آن بسیار خشن بوده، موادی مانند کاه و سبزیجات خرد شدهٔ ریز برای چسبندگی به مخلوط اولیه، یعنی آب و گل افزودهاند. در این زمان سفالگر سفالینه را با دست میساخت و اطلاعی از چرخ سفالگری نداشت. از طرفی تجربهٔ کافی در کنترل حرارت کوره برای پخت به دست نیاورده، حرارتبخشی قابل کنترل نبوده است. در نتیجه به علت عدم حرارت کافی کورههای سفالینه سخت و یکرنگ ساخته نمیشد. گاهی مغز سفال به علت کمی درجهٔ حرارت، خاکستری مایل به قرمز باقی میمانده است.
شکل ظروف عموماً ساده با کف گود و بدنهٔ کروی بوده که اغلب به شکل کاسه ساخته میشده است.
نقوش تزیینی این نوع ظروف قرمز رنگ و طرح آن عموماً هندسی است.
دورهٔ سوم سفالگری قبل از تاریخ ایران تکامل بیشتری پیدا کرد، گرچه هنوز چرخ سفالگری اختراع نشده و بکار گرفته نشده بود؛ ولی سفالگران ظروف سفالین را با دقت و ظرافت بیشتری میساختند و تا حدودی در حرارتبخشی سفالینه، کورهها را کنترل بیشتری مینمودند.
در این مرحله تحولات بسیاری در نقوش سفالینه به عمل آمد و علاوه بر استفادهٔ طرح و نقوش هندسی مرحلهٔ قبلی، از نقوش گیاهی - حیوانی به صورت سمبلیک و مسبک (استیلزه) استفاده کردهاند.
از مهمترین محوطههای باستانی این مرحله از سفالگری ایران تپه سیلک کاشان را میتوان نام برد.
در این دوره مادهای که برای چسبندگی خميره سفال به مخلوط آب و گل اضافه مینمودند، شن نرم و پودر شن بوده که علاوه بر سختی و ظرافت سفال، قابلیت کشش انعطاف خمیر را زیاد کرده، و سفالگران را قادر میساخت تا ظروفی با جدارهٔ نازک و بسیار ظریف بسازند. همچنین در این دوره در فرم و شکل سفال نیز تکاملی حاصل شد و ساخت ظروف با کف مقعر و بدنهٔ محدب مرسوم و متداول گردید.
در دورهٔ بعدی که تقریباً همزمان با هزارهٔ چهارم پیش از میلاد است، اختراع چرخ سفالگری و استفاده از آن در شکل بخشیدن به ظروف سفالین، تحول و تکاملی حاصل شد. با استفاده از چرخ سفالگری، اشکال ظروف متنوعتر و جدار ظروف یکنواختتر گردید.
از مهمترین رویداد در سفالگری این زمان، افزایش تولیدات سفالینی بوده که چرخ سفالگری نقش عمده و مهمی در این مورد به عهده داشته است. افزایش تولیدات باعث رونق اقتصاد بین روستاها گردید که ارتباط بیشتر فرهنگ و تمدنها را در روستاهای دور و نزدیک به دنبال داشت. تزیینات روی ظروف سفالین تنوع بیشتری پیدا کرد و ظروف با تزیین گوناگون عرضه گردید.
یکی دیگر از مراکز عمدهٔ سفالینهٔ چرخساز که ظروف به دست آمده از آن، علاوه بر تنوع شکل و نقش از زیبایی خاصی برخوردار است، تپهٔ قبرستان دشت قزوین است، که ظروف به دست آمده از آن با ظروف سفالین مراکز مهم سفالگری دیگر مانند سیلک کاشان و حصار دامغان قابل مقایسه بوده است، و این خود دلیل بر وجود یک ارتباط مهم اقتصادی و اجتماعی بین تمدنهای این سه منطقه باستانی است. از آنجا که این سه خطه باستانی در حاشیه غرب و شمال کویر مرکزی قرار دارند، به نظر میرسد که در کاوشهای باستانشناسی دیگر مناطق این حوزه مدارک بیشتری که معرف و گویای ارتباط فرهنگی - اجتماعی، اقتصادی و مذهبی باشد، بدست آید.
در دورهٔ پنجم که حدوداً همزمان با هزارهٔ دوم پیش از میلاد است، آثار سفالین متنوعی از دیگر محوطههای باستانی به دست آمد که نمایانگر ویژگیهای هنر سفالسازی این سرزمین است.
ظروف سفالینی این دوره اغلب شامل سبو، کوزههای ساده و عموماً فاقد تزیین به رنگهای خاکستری و دودی براق - قرمز، نخودی و آجری است. گروهی از این نوع ظروف سفالین جلا یافته، دارای نقوش هندسی هستند.
از زیباترین ظروف این دوره و مرحلهٔ ششم (هزاره اول پیش از میلاد) که در ساخت آنها جنبهٔ مذهبی رواج یافته و از اهمیت خاصی برخوردار بوده است، میتوان از ظروفی که به شکل مجسمههای انسان و حیوان ساخته شده نام برد.
ساخت این نوع سفالینه تقریباً در اغلب مراکز سفالگری مرسوم و متداول بوده، ولی کاوشهای باستانشناسی سال اخیر نشان داده که در منطقهٔ گیلان، شهداد کرمان و آذربایجان ساخت این نوع سفالینه متداولتر بوده است.
سفالینههای مذکور به شکل انسان و حیواناتی است که حالات مختلفی را نشان میدهند.
سفالینههایی که به شکل حیوانات ساخته شده به دو گروه عمده تقسیم میشوند: گروه اول ظروفی که در زندگی روزمره مورد استفاده بوده است و دستهٔ دوم ظروفی که در مراسم مذهبی یا تدفین مردگان به کار میرفته است.
مجسمههای انسان و حیوان تا آغاز دوران تاریخی در بسیاری از کارگاههای سفالگری معمول بوده، و در دوران تاریخی با شیوهای متفاوت توسط هنرمندان سفالگر ادامه پیدا کرد. به این ترتیب هنرمندان ایران شیوهٔ سفالگری را از هزاران سال قبل با اندیشه و تفکری هنرمندانه آغاز کردند و با مخلوط آب و گل شاهکارهای هنری بسیاری بوجود آوردند که مطالعهٔ هر یک از آنها گویای هنرمندانهای از باورهای مذهبی، و زندگی روزمرهٔ انسان در روزگاران گذشته است.
گرگان: نقوش سفالینه زرینفام، دوره خوارزمشاهیان
تورنگ تپه گرگان: مجسمه انسان، هزاره سوم ق. م
آذربایجان: مجسمه انسان، هزاره اول ق. م
طرح سفالینه شوش 1. گیلان 2. سیلک 3. فارس
حاشیه خزر: ظرف سفالی با شکل انسان هزاره اول ق. م
برچسب ها: سفال, سفالگری, رازخاک, تصفیه خاک, سرامیک, لعاب, نقاشی زیر لعاب, سرامیک هنری, خاک رس